ای همه هستی ز تو پیدا شده / خاک ضعیف از تو توانا شده
زیرنشین علمت کاینات / ما به تو قايم چو تو قایم به ذات
هستی تو صورت پیوند نی / تو به کس و کس به تو مانند نی
آنچه تغییر نپذیرد تویی / وانکه نمردست و نمیرد تویی
ما همه فانی و بقا بس تراست / ملک تعالی و تقدس تراست
خاک به فرمان تو دارد سکون / قبه خضرا تو کنی بیستون
چون قدمت بانک بر ابلق زند / جز تو که یارد که اناالحق زند
رفتی اگر نامدی آرام تو / طاقت عشق از کشش نام تو
تا کرمت راه جهان برگرفت / پشت زمین بار گران برگرفت
عقد پرستش ز تو گیرد نظام / جز بتو بر هست پرستش حرام
هرکه نه گویای تو خاموش به / هر چه نه یاد تو فراموش به
ساقی شب دستکش جام تست / مرغ سحر دستخوش نام تست
صفر کن این برج ز طوق هلال / باز کن این پرده ز مشتی خیال
تا به تو اقرار خدایی دهند / بر عدم خویش گواهی دهند
غنچه کمر بسته که ما بنده ایم / گل همه تن جان که به تو زنده ایم
دست از این پیش که دارد که ما / زاری از این بیش که دارد که ما
چاره ما ساز که بی یاوریم / گر تو برانی به که روی آوریم

" نظامی "
پ.ن : ممنون از محمد اصفهانی که اینقدر این شعرو خوب خونده که معنیش به جان می شینه ..
لحظه ی خدایی...ما را در سایت لحظه ی خدایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 171